یه سری کارا رو دارم پشت گوش میندازم و این آخر شب که میشه، عصبیم میکنه.

امروز هم درگیر بودم از این در به اون وسط خیابون و خداروشکر روز آخر بود ولی دیدن مردم جالبه واقعا هرکی یه طوریه و وقتی از کنارشون رد میشی حرف زدنشون و شنیدن یه تیکه از مکالمه شون جالبه.

اینم بگم که تصمیم گرفتم طی یک حرکت انتحاری سریال آناتومی گری رو شروع کنم.