صدتو
دیشب د یه حرفی زد که خودم میدونستم ولی اینکه یکی دیگه به روم بیاره مثل سیلی خورد تو صورتم واقعیت داشت درست میگفت حتی هنوزم اوضاع همینه و بهتره سعی کنم دست از اینطور بودن بردارم قرار نیست عوض بشم فقط باید کنترلش کنم همین
هی یادم میاد هی حرفش منو میسوزونه و پشت بندش حسرت میاد هرچند از همین اشتباه پارسال هم درس گرفتم که اگه سرم نمیومد قرار بود یه روز بالاخره سرم بیاد
واقعا حکمت وجود داره؟ دلم میخواد باور داشته باشم که هست و هست
د گفت: تو خودت اگه واسه خیلیا صدتو نمیذاشتی یه وقتایی، خیلی موقعیت بهتری داشتی...
اینجا نوشتم که یادم بمونه اول و آخرش خودتی
احمق نشو تو بازههای حساس زندگیت و دلسوزی نکن واسه هرکسی که میاد و میره تهش
زمان این چیزا حالیش نیست فقط زیر میگیره یا میبلعه
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۴ ساعت 14:51
توسط Niko
|