وحشی بمون
بهم گفت رام نشو وحشی بمون
باید یکی یادم میآورد
آدم اگه اسیر یه ساختار و سیستم باشه بازم میتونه وحشی بمونه؟
دارم فکر میکنم، خ ت پیام سال گذشته ام رو ریپ زد گفت یادت نره چه قولی دادی به خودت یادت نره گفتی کم نمیاری و ادامه میدی.
خ ت رو خیلی دوست دارم یه زمانی حتی در حد پرسیدن بعدها فهمیدم نباید از کسی بت بسازم یه روز شاید با یه اتفاق ساده ازشون دلسرد بشم و این حس بدی داره.
دارم به فکر میکنم. میگی به چی؟ خودمم نمیدونم. شاید به مسیر شاید به مقصد اون مسیر
فقط میدونم این یکی فرق داره می ارزه به اون لحظه ای که میخوام
تاوانش رو باید بدم البته انگار تاوان دادن براش خیلی وقته شروع شده واسم ولی تحمل میکنم
خ ت متوجه نیست فکر میکنه مسیر رو اشتباه دارم انتخاب میکنم چون دورم میکنه چون سختتره خیلی سختتره ولی من میدونم میشه سختی این تصمیم رو به جون خرید قرار نیست ابدی باشه که
همه چیز موقته همه چیز گذراست. ماهیت اش که اینطوره فقط شاید ردش بمونه تا ابد تا سالها تا روزهای آخر عمرت.
دلم میخواد وحشی بمونم دلم میخواد اینبارم سرپیچی کنم خودم بپرم تو چاه نه اینکه کسی هولم بده وقتی بی خبرم حداقل میدونم وقتی با هزار بدبختی خودمو از چاه بالا بکشم چیزی رو که باید میبینم.
هنوزم دارم فکر میکنم به اینکه فرق بها و تاوان چیه؟
تاوان رو مجبوری پس بدی ولی بهای چیزی رو دادن انتخاب خودته
نقطه مشترکشون چیه؟ اینکه هرچیزی تاوان داره حتی اگه کوچک تر از نوک سوزن باشه و هرچیزی بهایی داره.